عشق؟ وجود داره؟؟

بابا هرشب خیلی غیر مستقیم و اتفاقی خاطرات و داستان ها و ماوقع روزشو ک برام تعریف میکنه همشون ب نکته مشترک دخترای ترشیده ای ک سخت میگرفتن ختم میشه و وقتی بهش میگم بابا منظورتون منم؟؟ میگه ن این حر۴ا چیه من دارم تعریف میکنم فقط

خب جان من! غیر مستقیم تر از این نمیتونستی؟؟


+ زهرا میگه قسمتت همینه دیگه! این ک اینهمه اصرار. میکنه هی میاد شاید همین قسمته

و من بخاطر راضی شدن خانوادم گفتم باشه بیان!

هیچکس نمیفهمه حرفمو

من میگم خانواده ای ک میخوخم باش وصلت کنم باید سطح فکریشون ب من بخوره!! من نمیتونم با خانواده ی بیسواد وصلت کنم

میگه ن اخلاق مهمه. خودش ک فوق داره خوبه دیگه

میگم عزیز من میگی فوق داره؟؟خب من لعنتی خیر سرم الان دکتری دارم!!دو روز دگ میخوام تخصص بخونم. فوق واسه من زیاده؟؟؟

بعدم من چجوری با آدمایی زندگی کنم ک سطح فکرمون ب هم نمیخوره؟ چجوری باهاشون هم صحبت بشم وقتی حرفامو نمیفهمن؟؟

خدایا!

پرهام چ امتحانی بود ک از من گرفتی؟

من الان چ غلطی بکنم وقتی دچار مقایسه شدم

لیسانس مدیریت مالی ک کارمند حسابدار ی شرکت باشه چقدر با دندونپزشک سنخیت داره؟

ینی واقعا من سخت میگیرم؟؟

زهرا میگه همه ک همه چیزو باهم ندارن

میگم اخه این دقیقا چیارو داره؟؟؟ من ب هرچی میرسم میبینم نداره!

پس سر چی باید باهاش حرف بزنم؟

سر فرهنگ شهرشون ک از اساس باهاش مشکل دارم؟

سر شغلش؟ 

تحصیلاتش؟

چهرش؟

هیکلش؟

خانواده تحصیلکردش؟

من تو نگاه اول هیچکدوم از اینارو نپسندیدم!

من سخت گیرم؟؟

دلم میخواد گریه کنم....

کاش ازدواج اجبار نبود

وقتی من کسی ب دلم نمیشینه

وقتی شرایطتشونو نمیپسندم

وقتی یکی همفکر من نیست

من چجوری باید باهاش زندگی کنم؟؟

چرا هرکی رو ک با تخفیف ب خودم میقبولونم ک مناسبه استخارش بد میاد؟

خدایا

من زندگی با عشق میخواستم

پس این چ بلاییه؟

اگ لیاقت عشق ندارم باشه! ولی نمیخوام کسی روهم بدبخت کنم

خدایااااااا


منبع این نوشته : منبع
میگم ,میگه ,زندگی ,باهاش ,خانواده ,باشه ,باید باهاش ,زهرا میگه

نمیشه حتا با همه چی

من هرکار میکنم نمیشه
ی چیز رو حذف میکنم صدتا دیگه ردیف میشه
صدبار با خودت بگو نمیشه نمیشه نمیشه
بلکه ذهنت اروم بگیره
بلکه بهم نریزی
بلوار رستوران کوچه پارکینگ پارک لباس چیذر کمیل کریمی لباس موتور میثاق هیئت دانشگا بخش اتاق جراحی تلگرام شماره توی جیب روپوش حرف تیکه هدف رد شدن از چمن چت اطلاعات دوست رابط کتاب برنامه اینده شهر لهجه اسم بخشش همه چی همه چی همه چی

منبع این نوشته : منبع
نمیشه ,نمیشه نمیشه

به خدا اعتماد دارم به خودم نع!

هی میگی سخته نمیتونم

میگی اخرشم نمیشه

موفق نمیشم

باز ی امیدی قلبتو روشن میکنه ک سختی مال تحمل کردنه

یکم جسارت ب خرج بده

یکم سر سخت باش

اون نیرویی ک بهم جسارت و اراده میده کمرنگ شده

میترسم تموم شه و بره حاجی حاجی مکه

هربار فکر میکنم اگ این بارم نشه کارم تمومه

هربار عمیق تر میشکنم و خورد میشم

کاش اون نیرو همیشه بود...

مث کسی که دارن کمکی های چرخشو باز میکنن استرس دارم

زود نیس واسه باز کردنشون؟

اگ بیفتم و نتونم پاشم چی؟

میترسم


+ دیوانگی ینی دم ب دقه چک کنی و قول و قرار هیچ و پوچ


منبع این نوشته : منبع

فتنه خودساخته

یعنی منم ک فراموش میکنم مامی محترم نمیکنه

من نمیدونم چ ارتباطی داره ک سر هر موضوعی میشه بحث اونو وسط میکشه

یکم هوای آزاد لطفا


+دیگه خودمو میسپرم دستش

خسته شدم از اینکه بگم‌بگو نگو بکن نکن بیان نیان

چرا هرچی ب چشم من بهتره بد میاد

اصن ب من چ

عههه


منبع این نوشته : منبع

خیالبافی های ناتمام من

زندگیم شده خیالبافی

فکر کنم دارم دیوونه میشم

تمام روز فقط وقتمو پر میکنم تا بگذره و تموم بشه

ولی خواب.... وقتی میخوابم همه چیزو اونجوری ک میخوام میبینم

تو خواب اتفاقاتی رو میبینم ک آرزومه تو بیداری باشه

و جالب اینجاست ک انقدر واقعی ان ک وقتی بیدار میشم طول میکشه باورم شه فقط ی خواب ساده بوده! همین!!


+ حالم از وبلاگی بنام ویار تکلم بهم میخوره! قبلنا دنبالش میکردم تا اینکه ب جایی رسید ک دیدم بنظرم حتا ارزش نظر دادن برای مخالفت هم نداره!

دیشبم اتفاقی سر از وبلاگش درآوردم و خداروشکر دیدم خداحافظی کرده!

اونم با چه متن مفتضحانه و پر از توهینی

چرا بعضی آدما فک میکنن همه چیز همونجوری درسته ک اونا میگن و اگر غیر از اون باشه تباه و باطله؟

بقول یکی از کامنتا معلوم نیس چ ضربه ای از خانوما خورده ک حالا یکسره با توهین ازشون حرف میزنه!!

باشه بابا. تو بلاگر! تو نویسنده! تو ۸ سال نویسنده!!

جمع کن برو بابا


منبع این نوشته : منبع
باشه ,خواب

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

خدا میدونه که یه جاهایی واقعا حس میکنم پاکت کردم 

از ذهنم از قلبم

ولی چرا باید حتی رو تختی مرضیه وسط نماز اسمتو تو چشمم بزنه؟

اینهمه اسم تو عالم

چرا باید اسم عجیبی مثل اسم تو روش نوشته شده باشه

چرا دوستام باید سر هر شوخی یا دعای مسخره ای اسم تو رو بیارن؟

چرا دنیا قفل کرده روی تو

وقتی من کمرنگ ترین کمرنگ کردمت تو ذهنم؟

همه اینا اتفاقیه ساحل

انقدر توهم نزن

...




منبع این نوشته : منبع

آناکارنیا

آره عزیزم

عالیه

انقدد بگو بلکه حداقل تو مخ خودت فروبره

افرین

تو همیشه تو منطقی فکر کردن موفق بودی

آفرین


+ میترسم

از اینکه عادی پیش برم ولی عادی‌نباشم

میترسم از احساسات درست تو زمان نادرست

میترسم از خودم

از این حجم بی تفاوتی

چرا‌عادی دوس ندارم؟

ینی همه اینجورین؟


منبع این نوشته : منبع
میترسم